أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
330
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
ايشان را بهشتهائى باشد كه در زير درختان آن جويهاى آب روان ميرود آن ظفرى بزرگوار است مؤمنان را و نعمتى خوشگوار . [ سوره البروج ( 85 ) : آيات 12 تا 22 ] إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ ( 12 ) إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَ يُعِيدُ ( 13 ) وَ هُوَ الْغَفُورُ الْوَدُودُ ( 14 ) ذُو الْعَرْشِ الْمَجِيدُ ( 15 ) فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ ( 16 ) هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْجُنُودِ ( 17 ) فِرْعَوْنَ وَ ثَمُودَ ( 18 ) بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي تَكْذِيبٍ ( 19 ) وَ اللَّهُ مِنْ وَرائِهِمْ مُحِيطٌ ( 20 ) بَلْ هُوَ قُرْآنٌ مَجِيدٌ ( 21 ) فِي لَوْحٍ مَحْفُوظٍ ( 22 ) تهديدست و بيم كافران را و خبرست بگرفتن خداى ايشان را ، فرمود : اى محمّد بدرستى كه گرفتن خداى ايشان را سخت خواهد بود هم در دنيا و هم در آخرت و چگونه خداى سختگير نباشد كه اوست آن خداى كه ايشان را بيافريد اوّل بار ؛ و بيافريند و زنده گرداند دگر بار ، ايشان در قبضهء قدرت وىاند چون شكر نعمت إبداء « 1 » نكنند و اعادت را تكذيب كنند بگيرد ايشان را گرفتنى سخت ؛ با كافران صفت وى اينست و با مؤمنان و مطيعان صفت او اين كه : اوست آن خداى كه آمرزندهء تائبان و دوست دارندهء مطيعان است خداوند عرش و سرير بزرگوارست ، بزرگواريست كه كند آنچه خواهد و كس را به روى اعتراض نباشد ، آنچه كند بر وفق حكمت و صواب باشد . آنگه خطاب كرد رسول را صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و گفت : هيچ آمد به تو يعنى به تو رسيد و ترا معلوم گشت سخن و قصّهء لشكرهاى أمم متقدّمه از فرعون و قومش كه موسى پيغمبر را تكذيب كردند و قوم ثمود كه پيغمبر خود صالح را باور نداشتند و به او ايمان نياوردند تا رسيد بايشان از عذاب آنچه ترا معلوم است و كافران عهد خود را از آن خبر دهاى « 2 » ايشان از مثل آن عذاب نمىترسند آنگه گفت : نى اين جماعت كافران كه حاضران عهد تواند در تكذيب تواند ترا و كتاب ترا باور نميدارند و خداى تعالى از پس ايشان عالم است بأحوال ايشان و قادرست بر عذاب ايشان ، همه در چنگال قدرت وىاند از پيش
--> ( 1 ) - در نسخ چاپى تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « ابتداء » . ( 2 ) - در بعضى نسخ : « هى » و در بعضى ديگر : « آيا » ؛ و هر سه در اصطلاح اين مفسّر ( ره ) بيك معنى است .